تبليغاتX
فانوس

فانوس

از همه دست - از همه جا

پُر از پَری

 

 

 

پُر از پری شده این خانه با حضور خودم

کلیم خود شدم از جلوه گاه طور خودم

 

چهل چراغ کَمشکوةِ فی زُجاجه شدم

چهل شب است که روشن ز شمس نور خودم

 

صفا و مروه قدمگاه صبحگاه من است

در آب و آینه دلواپس ظهور خودم

 

ورق که می خورم انگار مثنوی شده ام

به پیر بلخ بگو من خودم چگور خودم

 

ترانه را نه ، تو را نه ، خدا خودش را خواند

که من حقیقت داوودی زبور خودم

 

جنون که غایت عقل است ، ابتدایم بود

چه انتهایی ! تا شورش شعور خودم

 

برای دیدن من جاده ها فراوان است

که من مسافر یک عمر راه دور خودم

 

اگرچه حضرت دف زائر دلم بوده ست

سه بار فاتحه خواندم کنار گور خودم

 

 

 

 

 

میا بی دف به گور من زیارت

که در بزم خدا غمگین نشاید

                                                                                                                                                    (پیر بلخ)

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/23ساعت 9:20  توسط مریم صادق نژاد  | 

چگونه می توان فرانسوی یاد گرفت ؟

 

 

مدتی است که دارم تلاش می کنم فرانسوی یاد بگیرم. البته نه با کلاس و استاد چون به دلیل محدودیت های زمانی فعلا امکانش نیست که به کلاس بروم. به همین خاطر ، فعلا خودم را با سی دی که پارسال از نمایشگاه کتاب خریدم ، مشغول کرده ام تا کمی آمادگی ذهنی پیدا کنم. اسم سی دی Rosetta Stone هستش. تا حالا رنگها – اعداد- افراد- حیوانات – غذا ها و یه چند مورد دیگه ایی که در حال حاضر به خاطر ندارم رو یاد گرفتم. حالا از شما دوستان و اساتید عزیز که دستی در یادیگیری زبان های خارجه و از جمله فرانسوی دارید ، تقاضای کمک دارم . میشه راهنمایی بفرمایید تا من بدونم که یه نفر خیلی مبتدی برای یادیگیری فرانسوی چه کار باید انجام بده که بهتر نتیجه بگیره؟

 

ممنون از لطفتون

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/12/13ساعت 15:31  توسط مریم صادق نژاد  | 

Some say love it is river

 

 

Some say love it is river                                                           Download Music
That drowns the gentle reed
Some say love it is a razor
That leaves your soul to bleed


Some say love it is a hunger
An endless aching need
I say love it is a flower
And you its only seed

It’s the heart afraid of breaking
That never learns to dance
It’s the dream afraid of waking
That never takes a chance
It’s the one who won’t be taken
Who cannot seem to give
And the soul afraid of dying
That never learns to live

When the night has been too lonely
And the road has been too long
And you think that love is only
For the lucky and the strong

Just remember in the winter
Far beneath the winter snow
Lies a seed, that with the sun’s love

 

In the spring becomes a Rose

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/12/10ساعت 23:24  توسط مریم صادق نژاد  | 

آب زنید راه را هین که نگار می رسد....

 

                   آب زنید راه را هین که نگار می رسد

                                                                     مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد

 

       الله عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/12/04ساعت 23:15  توسط مریم صادق نژاد  | 

ما نخواهیم موسوی و کروبی با حکومت مبارزه کنند ، باید کی رو ببینیم؟!

 

 

در مقابل شکست سهمگین جبهه ضد انقلاب در مقابل حماسه باشکوه 22 بهمن ، گروهک های مذکور به جان هم افتاده اند و اغلب با لحن تحقیر و تمسخر و نفرین با هم دیالوگ ! می کنند .

در پایگاه اینترنتی ایران لیبرال در تحلیلی به قلم رامین کامران ضمن حمله به موسوی ، کروبی و مهاجرانی تلاش کرد مسئولیت شکست سنگین جبهه استکبار در 22 بهمن را صرفا متوجه این عده کند . ایران لیبرال می نویسد : از 22 بهمن صدای شکوه و شکایت همه مخالفان بلند است. باید بدون معطلی وضعیت را ارزیابی کرد و درس گرفت وگرنه سر حرف های نامعقول باز خواهد شد و روحیه ی مبارزان آسیب خواهد دید. رهبران تسخیری جنبش این بار تکانی به خود داده بودند تا از حرکت جنبش عقب نیفتند . آنها بعد از نرمش نشان دادن در برابر نظام که منکرش شدند ، خط و نشان کشیدند  که به میدان خواهیم آمد و دستور العمل هایی هم صادر کردند که به گوش همه رسید . روش پیشنهادی آنها مثل کمدی های وودی آلن بود تا مبارزات سیاسی. قرار بود مخالفان ، خود را به شکل حزب اللهی در آورند و بروند در محور تجمع  در میدان آزادی تا آنجا شعار الله اکبر سر دهند ! بسیار ممنون ! حزب اللهی در مملکت کم بود ، تقلبی اش را هم به بازار فرستادید؟ نتیجه اینکه مخالفانی هم که رفتند ، جزو طرفداران نظام شماره شدند  و به دلیل نا آشنایی و هیئت و هیبت این طوری ، احتمالا از همدیگر ترسیدند و بازگشتند. آفرین به این درایت ! خوب است یکیشان هم در دوره جنگ نخست وزیر بوده ، باید گفت شما به جای مبارزه با حکومت سعی کنید تقویتش کنید بلکه اینطوری به درد مخالفان بخورید.

 

این سایت ضد انقلابی اضافه کرد : روحیه را نباید از دست داد . مشکل اساسی ابهام در استراتژی است که از انتخاب نامناسب رهبری جنبش برخاست . این  دو قلو ها     ( موسوی و کروبی ) و نمونه های کوچکتر آنها که در فرنگ می پلکند ، با گزینش استراتژی درست به حاشیه ی میدان رانده خواهند شد. آنها با تاکتیک مضحک خود همه را گرفتار کردند . " بروید قاطی حزب اللهی ها بشوید و شعار الله اکبر بدهید " ! چنین سخنی فقط می توانست از ذهن بیمار آنها تراوش کند وگرنه کسی که در فکر مبارزه درستی است چنین توصیه های نامربوطی نمی کند ، فکر می کند چگونه باید متمایز شد و ضربه زد نه اینکه چگونه با آنها مخلوط شد. بلایی که اینها با راهنمایی مسخره شان بر سر تظاهرات 22 بهمن درآوردند ، می خواهند بر سر تمام جنبش بیاورند . قابلیت آنها معلوم شد و اگر همین یک درس درست آموخته شود ، کافی است.

 

 

منبع : کیهان

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/01ساعت 0:4  توسط مریم صادق نژاد  | 

لبخندها

 

سرش را انداخته است پایین ، میز چوبی رنگ رو رفته ای جلویش قرار دارد. روی میز فقط یک کازیوی فلزی گذاشته اند با منگنه و کاغذهای داخلش و دفتری که جلویش باز است.کار دختر این است که یکی یکی مریض ها را از روی دفتر صدا کند:" شماره ۳۸ " .

زن میانسالی با بچه اش داخل می شود . نفس راحتی می کشد ، این آخرین شماره است . توی راهرو را نگاه می کند تا چند دقیقه قبل پر از بیمارهای جورواجور بود ،با هزار درد و مرض.

چند لحظه ای نمی گذرد که دکتر از توی اتاقش بیرون می آید . پالتوی چرم قهوه ای پوشیده با کلاه پشمی سیاه. دست توی کیفش می کند و بسته ای پول روی میز می گذارد : " بفرمایید ، این هم حقوق این ماهتون . "

دختر احساس گرمایی توی وجودش می کند : " ممنون ، قابلی نداشت ."

دکتر لبخند می زند : " هوا سرد شده ها ! "

دختر به پنجره نگاه می کند ، برف نرم دارد می بارد. دکتر که می رود، بسته پول را برمی دارد ، یک نایلون مشکی از داخل کشوی میز در می آورد و پول را داخلش می گذارد، نایلون را چند بار تا می کند و توی کیفش می نهد . بخاری را خاموش می کند و بیرون می آید.

دانه های برف مثل ستاره چشمک می زنند و فرو می ریزند روی چادرش . دستانش را زیر مقنعه اش می برد. از دور اتوبوس را می بیند، قدم هایش را تندتر می کند. اتوبوس شلوغ است ، خودش را به زور داخل اتوبوس می چپاند. چند مسافر زن غرولند می کنند . دست هایش را از میله های اتوبوس می گیرد.

چادرش را جمع و جور  می کند ، چکه های آب از روی چادرش می ریزد. چشمش به زنی که کنارش ایستاده است ، می افتد . زن لبخند می زند. دختر هم لبخند می زند ، زن دستش را روی میله فلزی ، کنار دست دختر می گذارد . " دستات چقدر سردن ! ".

دختر می خندد : " یخ کردم . اگه اتوبوس دیرتر می اومد یه آدم برفی درست و حسابی می شدم ."

همان وقت  چشم دختر به زنی توی ماشین کنار اتوبوس می افتد که پالتوی سیاه پوشیده و دارد با تلفن همراهش حرف می زند. دختر نمی داند چرا ، ولی شروع  می کند از زندگی اش برای زن تعریف کردن.

زن لبخند می زند .دست آخر می گوید : " همه چیز درست میشه ، آخرش همه چیز درست می شه !"

یک ایستگاه مانده به آخر ، زن پیاده می شود . دختر احساس می کند خیلی سبک شده ، نفس راحتی می کشد و روی یکی از صندلی های خالی اتوبوس می نشیند . تازه نشسته است که راننده داد می زند : " بفرمایید ، آخرشه . " دست می کند توی کیفش تا بلیت را از جیب کوچک کیف در آورد ، جیغ می زند. از پولهایش خبری نیست ، یاد لبخندهای زن می افتد....

 

مژگان عابدینی

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/11/27ساعت 23:21  توسط مریم صادق نژاد  | 

بر بام

 

 

الله اکبر...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 22:9  توسط مریم صادق نژاد  | 

آواز گنجشکها

 

 

آواز گنجشک ها

فیلمی از مجید مجیدی

رکورد دار دریافت بیشترین جوایز بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر

نامزد دریافت سیمرغ بلورین فیلم منتخب تماشاگران در جشنواره فیلم فجر

برنده جایزه خرس نقره ای از جشنواره بین المللی فیلم برلین

پر بیننده ترین فیلم همایش سینمایی استانبول ترکیه

 

فیلمی که امروز بعد از مدت ها تهیه کردم و واقعا از دیدنش لذت بردم، آواز گنجشکها بود. چیزی که مسلم هستش اینه که اغلب کارهای مجیدی به این سبکه و قشر ضعیف جامعه و مراودات اونها رو در بر می گیره. تو پوسته داخلی زندگی قشر محروم از مادیات اما سرشار از صفا رسوخ می کنه و زوایای ظریف ابعاد زندگیشون رو به تصویر می کشه.

فیلم قبلی که از مجید مجیدی دیده بودم ، بچه های آسمان بود ... من نه به عنوان یه منتقد یا یه صاحبنظر ، بلکه به عنوان یه کسی که از این مدل کارها خوشم میاد شباهت های بسیاری بین این فیلم و آواز گنجشکها دیدم. هر دو در رابطه با خانواده ایی است که بنیه مالی قوی ندارند اما دلهای اعضای خانواده نسبت به هم گرمه. به آینده امیدوارند و با انگیزه زندگی می کنند. در عین نداری به فکر دیگران هم هستند و بی شیله پیله و بی ادعا یند و.... و در این حین نیز ، مجیدی، بسیار توانمندانه از عناصر آبی ، خاکی و هوایی .. و شاید هر چیز دیگه ایی که شما اسمشو بگذارید استفاده کرده تا هدف فیلم را بی کم و کاست به بیننده منتقل کنه. به نظر می رسه که حتی خود مجیدی هم نخواسته که هزینه های گزاف و میلیاردی برای ساخت فیلمش پرداخت کنه و با حداقل امکانات و هزینه، بهترین و پر صفاترین اثر ممکن رو تولید کرده.

گویی ، خود مجیدی ، با این قشر از جامعه سر و سرّی داره ، با اونها نشست و برخاست کرده ، باهاشون به اندازه یه عمر زندگی کرده ، از غم و شادیهاشون با خبره، صفاشون رو با تمام وجود درک کرده که با افزودن کمی چاشنی خلاقیت و ابتکار هنرمندانه، زشت و زیبا، فقیر و غنی و سختی ها و آسانی ها رو کنار هم ردیف کرده است.

 

 نقش اول فیلم مردی است که در یک مزرعه پرورش شترمرغ کار می کند، تا اینکه یکی از شترمرغ ها فرار کرده و پیدا نشدنش موجب اخراج وی می شود. این در حالی است که خانواده در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات اقتصادی است. بنابراین ، این سلسله از اتفاقات باعث می شود که او به شهر برود و در آنجا از طریق مسافر کشی با موتور سیکلت امرار معاش کند. در کوران این حوادث ، ذره ایی از محبت اعضای خانواده نسبت به یکدیگر کم نمی شود، هیچکدام متوقع نیستند و سعی در بر داشتن باری از مشکلات از روی شانه های یکدیگر دارند. مجیدی نام این فیلم را ، آواز گنجشکها نامید اما به جز در دو صحنه از فیلم اثری از گنجشکی نبود و چیزی که بیشتر به چشم می آمد شتر مرغ و کلاغ و ماهی بود. شاید منظور از گنجشک ها ، اعضای همین خانواده و مخصوصا بچه های موجود در این فیلم هست که مانند گنجشکان کوچک، ساده و بی آلایش برای ادامه ی بقا در حال تلاش هستند.

 

دیدن این فیلم را که بسیار هنرمندانه ساخته شده را بهتون توصیه می کنم.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/19ساعت 20:20  توسط مریم صادق نژاد  | 

آنالیز عددی از گذشته تا امروز

 

 

با توسعه ی دانش ریاضی و انقلاب علمی در غرب ،آنالیز عددی نیز پیشرفت کرد. این پیشرفت مرهون تلاش و توجه دانشمندانی چون نیوتن ، اویلر ، لاگرانژ ، گاوس و بسل بود که مبین علاقه ی همه جانبه به موضوع آنالیز عددی است.

با پیدایش کامپیوتر و به کارگیری آن در محاسبات عددی ، موضوع آنالیز عددی از اهمیت بیشتری برخوردار شد و تحرک قابل توجهی یافت.

اما نباید تصور کرد که آنالیز عددی مبحث تازه ای است که همزمان با پیشرفت کامپیوتر پدید آمده است. در واقع ، آنالیز عددی با تهیه ی نتایج به صورت اعداد مرتبط است که بی شک توسط بشر اولیه نیز بکار می رفته است. در این زمینه بابلیها و مصریان قدیم به خاطر مهارتهای عددی که داشتند ، پیشتازند . لوحی بابلی ، که تاریخ آن به تقریبا دو هزار سال قبل از میلاد برمی گردد، پیدا شده است که مجذور اعداد صحیح از یک تا شصت را به دست می دهد. لوح دیگری موید ثبت خسوف و کسوفها از حدود سال 750 قبل از میلاد است. مصریان کسر را مورد توجه قرار دادند و درباره بسط یک کسر ، به صورت مجموع کسرهایی که صورت آنها واحد باشد ، روشهایی ارائه کردند که در نوع خود بسیار جالب است.

مصریان ابداع اولین نماد کسر 2/1 را در فهرست افتخارات فرهنگی خود دارند و شاید قرن ها طول کشید تا مفهوم این نماد از فرمان " نصف کن " به حالت " نصف " تبدیل گشت و در کنار عددهای مصری وارد محاسبات شد. نماد 2/1 مصری به شکل طناب یا نانی در حال تا شدن بود. کسر 4/1 هم که تکراری از عمل نصف کردن است با نمادی به شکل × نمایش داده می شد ; آن هم احتمالا نمایش یک قرص نان در حال بریده شدن به چهار قسمت مساوی بود. هیچ یک از این دو نماد ، نمایش کسر مربوطه شان نیستند بلکه نمایشگر عمل هائی هستند که به آن کسرها منجر می شود.

لذا باور توماس اریک پیت ، مصر شناس و مترجم پاپیروس ریند ، تائید می شود که مضرب های 2/1 و 4/1 پیش از آنکه یک کمیت باشند ، یک " فرمان " هستند. ظاهرا چیزی از عمر نماد 4/1 نگذشته بود که کسرهای 2/1 و 4/1 و به دنبال آنها ، کسرهای 8/1 و 16/1 تا 64/1 به جرگه ی ریاضیات پیوستند و به جز نماد 2/1 که عمیقا در فرهنگ مصری ریشه دوانیده بود ، بقیه ی این کسرها ، نمادی یکنواخت و ریاضی گونه پیدا کردند. این نماد گذاری می توانست به اختراع بسط دودویی کسرها ( در چارچوب عدد نویسی دهدهی ) بیانجامد ولی تقدس کسرهای مشهور به اجزاء چشم " هور " ( خورشید خدا ) ، سد راه شد و تا مدت ها مانع توزین کمیت های کمتر از 64/1 واحد رایج   " هکات " بود. نیاز داروسازان ، مصریان را به حیله های جدیدی متوسل ساخت که اوزان را تا 64/1 هکات می پیمودند و سپس باقیمانده را با واحد جدیدی معادل 320/1 هکات و هر کسر دلخواهی از این واحد جدید وزن می کردند . در طول تاریخ مصر باستان ،هیچگاه مفهوم کسر از دایره ی کسرهای یکین ( صورت یک، مخرج دلخواه ) و کسرهای 3/2 و 4/3 فراتر نرفت و این به خاطر نماد گذاری اولیه ای بود که توانایی تعمیم به کسرهای متعارفی دلخواه را نداشت. هیجان کسرهای مصری از همین جا شروع می شود : یک کسر متعارفی دلخواه را  چگونه باید نمایش داد تا بتواند در محاسبات رو به رشد فنی و اقتصادی وارد شود ؟ در دوران کلاسیک مصر ، به ویژه پادشاهی اَمِنِمهِت سوم که پاپیروس مشهور ریاضی در زمان او و دودمان او نوشته شد ، اجزای چشم هور از اهمیت افتاده بودند و تکلیف ریاضی دانان مصری در مورد کسرها این بود که راه های ساده ای برای تبدیل کسرهای متعارفی به مجموعی از کسرهای یکین پیدا کنند . کسر 3/2 که در اکثر سندهای ریاضی مصری با نمادی مخصوص به خود ظاهر شده است ،با توجه به چیستاهای عامیانه ی مصری ، باید دو فصل از سال سه فصلی مصر باشد. رود نیل به مدت 3/1 از سال در طغیان بود و تمام مزارع اطراف خود را با گل و لای می پوشاند. در 3/2 بقیه ی سال ، مصری ها به بازسازی زمین های کشاورزی و کاشت و برداشت محصولات ، مشغول بوده اند. کسر 3/2 از قدر و عزت خاصی بین مصریان برخوردار بود. نکته ی جالب این است که در محاسبه ی 3/1 از یک کمیت ، نخست 3/2 آن را به دست می آوردند و سپس حاصل را نصف می کردند! اگر 4 ماه در گل و لای نیل دست بسته بمانید، اکراه مصریان را از 3/1 و علاقه ی آنها را به کسر 3/2 درک خواهید کرد! ریاضی دانان یونانی مآب اسکندریه در چنین شرایطی کسرهای مصری را تحویل گرفتند و آنها را بدون تغییرات چندانی ، همراه با کسرهای شصت شصتی بابلی ،به اروپائیان قرون وسطی انتقال دادند. مسلمانان ، به پیروی از خوارزمی ، حساب یونانی و از آن جمله کسرهای مصری را به کلی کنار گذاشتند ، و برخی هم مانند ماهانی و خیام مدتی را به همگانی کردن نافرجام تعریف اودوکسوسی مفهوم نسبت گذراندند. ولی رواج حساب هندی و روش های خوارزمی ، نه تنها دانشمندان اسلامی ، بلکه اروپائیان را نیز به تدریج به خود جلب کرد و چنان شد که در قرن شانزدهم میلادی ، کسرهای متعارفی و عملیات امروزی کسرها جهان گیر شد; کسرهای مصری به تجملات پژوهشی ریاضی پیوستند و کسرهای دهدهی نیز که در سادگی بر کسرهای شصت شصتی و در دقت بر کسرهای دو دویی برتری داشتند ، جای طبیعی خود را در دستگاه عدد نویسی رایج دهدهی باز کردند.

 

منابع:

1-                 کتاب آنالیز عددی 1 تالیف دکتر اسماعیل بابلیان  انتشارات دانشگاه پیام نور

2-                 مجله فرهنگ و اندیشه ی ریاضی شماره 42   انجمن ریاضی ایران   مهدی رجبعلی پور

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/14ساعت 23:13  توسط مریم صادق نژاد  | 

چای آویشن...یک نوشیدنی گرم

 

 

آویشن گیاهی است که اغلب در هر شرایط آب و هوایی قابل رویش بوده و در مناطق آسیایی و مدیترانه ای بیشتر مشاهده می شود.

تحقیقات بسیاری نشان داده است ، این گیاه حاوی روغن های فراری است که به عنوان ضدباکتری عمل کرده و برای بسیاری مشکلات قفسه سینه و اختلالات تنفسی مفید است.

برونشیت، آسم ، آنفلونزا و سرماخوردگی از بیماری هایی است که با استفاده از دم کرده آویشن بهبود پیدا می کند.

چای آویشن ، برای درمان سردرد و دردهای روماتیسمی مفید است.

این نوشیدنی التهاب لثه را از بین برده و اکثر قارچ و انگل های پوستی را نابود می کند.اغلب اختلالات هضمی دستگاه گوارش با استفاده از چای آویشن بهبود پیدا کرده و به دلیل خواص ضد نفخ برای دردهای شکمی ناشی از آن مفید محسوب می شود.

کم خونی ، فقر آهن و بسیاری مشکلات روده ای در اثر استفاده منظم از نوشیدنی آویشن بهبود پیدا می کند.

رایحه تند و دلپذیر آویشن ، اثر شگفت انگیزی بر اعصاب داشته و به عنوان یک آرامبخش بی ضرر محسوب می شود.

برای تهیه چای آویشن می توان چند برگ آن را درون آب جوش انداخت و پس از چند دقیقه آن را مصرف کرد.

 

 منبع: روزنامه ایران

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/14ساعت 17:11  توسط مریم صادق نژاد  |